
از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری؟دیوانه خندید و گفت : "عشقم" ... گفتند: "عشقت" کیست؟؟ گفت: "عشقی" ندارم!! خندیدند و گفتند :برای "عشقت" چه کارهایی حاضری بکنی...؟گفت: مانند عاقلان نمیشوم ، نامردی نمیکنم ،خیانت نمیکنم ، دور نمیزنم ، دروغ نمیگویم ،تنهایش نمیگذارم ، خودم را فدایش میکنم... به او گفتند : اگر عشقت تنهایت گذاشت ، بی وفایی کرد ، خیانت کرد چه...اشک در چشمان دیوانه حلقه بست و گفت: اگر بامن اینکار را نمیکرد که....!!!دیوانه نمیشدم.....][------------------------------ممنون از م...
ادامه مطلب
تشکر می کنم ازمدیر وبلاگ انجمن ادبی ، فرهنگی ،هنری اسدالله خانhttp://mahamiy.blogfa.com/ که شعر ریبای زیر را برای همسرم (ناز سحر ) ارسال کردند باده ای را در سحر آمیختمشاعری را با شکر آمیختمروز و شب را از میان برداشتمآفتـــابی با قمـــر آمیختمبزم معشوقان وُ عشق عاشقانجمله همچون سیم و زر آمیختمچون بهار سرمدی طغان گزفتشاخ خشک و شاخ تر آمیختمرافضی انگشت در دندان گرفتمن ولی را در عمر آمیختمبر یکی تختند این دم هر دو شاههر دو را رقص کمر آمیختمدر شب قدر آشکارا شد چو عیدم...
ادامه مطلب