
رباعیات سعدی در وبلاگ گلشن ناز سحر ( رباعی شماره 6 )روزی گفتی شبی کنم دلشادتوز بند غمان خود کنم آزادتدیدی که از آن روز چه شبها بگذشتوز گفتهٔ خود هیچ نیامد یادت؟ بخوانید...
ادامه مطلب
شعر زیرا مدیر وبلاگ انجکمن ادبی و فرهنگی اسدالله خان که برای همسرم ناز سحر ارسال گفتا که میبوسم تو را، گفتم تمنّا میکنم گفتا اگر بیند کسی، گفتم که حاشا میکنم گفتا ز بخت بد اگر، ناگه رقیب آید ز در گفتم که با افسونگری، او را ز سر وا میکنم گفتا که تلخیهای می گر ناگوار افتد مرا گفتم که با نوش لبم، آنرا گوارا میکنم گفتا چه میبینی بگو، در چشم چون آیینهام گفتم که من خود را در آن عریان تماشا میکنم گفتا که از بیطاقتی دل قصد یغما میکند گفتم که با یغماگران...
ادامه مطلب