
شیخ ما گفت که روزی پیش بلقسم بشر یاسین بودیم، ما را گفت: «ای پسر! خواهی که با خدای سخن گویی؟» گفتیم:« خواهیم، چرا نخواهیم؟» گفت: «هر وقت که در خلوت باشی این گوی و بیش از این مگوی.» بی تو جــانا قـــــرار نتوانمxa0 کـــردxa0/ احسان تو را شمار نتوانم کردxa0 گر بر تن من زبان شود هر موییxa0xa0/xa0 یک شکر تو از هزار نتوانم کرد xa0ما همه وقت این همی گفتیم تا به برکه ی این در کودکی، راه حق بر ما گشاده گشت.برچسبها: ...
ادامه مطلب