
خانه سلطان و خانه خدا گفته اند که پدر شیخ ما ، بابوابوالخیر ، سلطان محمود را عظیم دوست داشتی و او را در میهنه سرایی بکرد و بر دو دیوار سقف های آن بنا، نام سلطان محمود و ذکر حشم و خدم و پیلان و مراکب او نقش فرمود. و شیخ کودک بود. پدر را گفت: «مرا درین سرا، یک خانه بنا کن چنانک آن خانه خاصه من باشد و هیچ کس را در آن هیچ تصرف نباشد.» پدر او را خانه ی بنا کرد در بالای سرای، که صومعهu200fی شیخ آن است. چون ...
ادامه مطلب
در زمان پيشين زاهدي بود از قبايل عرب. اهل آن قبيله به روزگار او تبرک کردندي(او را پر برکت می دانستند)، و به مواعظ و نصايح او سکون طلبيدندي(احساس ارامش می کردند).شبي چنان اتفاق افتاد که سگان آن قبيله جمله(همه) بمردند. بامداد اهل قبيله به نزد او آمدند که « دوش(دیشب) چنين چيزي بي سببي(بی دلیل) ظاهر شد و سگان ما بمردند.» گفت: « صلاح شما در آن بود و آفريدگار تعالي خير شما در آن خواسته است.» ايشان بازگش...
ادامه مطلب