
در زمان پيشين زاهدي بود از قبايل عرب. اهل آن قبيله به روزگار او تبرک کردندي(او را پر برکت می دانستند)، و به مواعظ و نصايح او سکون طلبيدندي(احساس ارامش می کردند).شبي چنان اتفاق افتاد که سگان آن قبيله جمله(همه) بمردند. بامداد اهل قبيله به نزد او آمدند که « دوش(دیشب) چنين چيزي بي سببي(بی دلیل) ظاهر شد و سگان ما بمردند.» گفت: « صلاح شما در آن بود و آفريدگار تعالي خير شما در آن خواسته است.» ايشان بازگش...
ادامه مطلب