وبلاگ گلشن ناز سحر تقدیم می کند : غزلی از حافظ ( 12 )
-
تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 19:27
سحرگاهان که مخمور شبانهگرفتم باده با چنگ و چغانهنهادم عقل را ره توشه از میز شهر هستیش کردم روانهنگار می فروشم عشوهای دادکه ایمن گشتم از مکر زمانهز ساقی کمان ابرو شنیدمکه ای تیر ملامت را نشانهنبندی زان میان طرفی کمرواراگر خود را ببینی در میانهبرو این دام بر مرغی دگر نهکه عنقا را بلند است آشیانهکه بند...
امروز با حافظ : دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند
-
تاریخ: 1401/10/22 ساعت: 15:18
شمسالدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» ؛ متولد ۷۲۶ هجری قمری و متوفای ۷۹۲ هجری قمری در شیراز از قله های رفیع شعر و ادبیات پارسی است که شهرتی جهانی دارد و از مفاخر نامدار ایران عزیز است.دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدندگِلِ آدم بِسِرشتَند و به پیمانه زدندساکنانِ حرمِ سِتْر و عِفافِ ملکوتبا منِ راه نشین...
امروز با فاضل نظری : آخرین منزل ما کوچه ی سرگردانی است
-
تاریخ: 1401/10/22 ساعت: 15:18
با یقین آمده بودیم و مردد رفتیمبه خیابان شلوغی که نباید رفتیممی شنیدیم صدای قدمش را اماپیش از آن لحظه که در را بگشاید رفتیمزندگی سرخی سیبی است که افتاده به خاکبه نظر خوب رسیدیم ولی بد رفتیمآخرین منزل ما کوچه ی سرگردانی استدر به در، در پی گم کردن مقصد رفتیممرگ یک عمر به در کوفت که باید برویمدیگر اصرا...
وبلاگ گلشن ناز سحر تقدیم می کند : غزلی از حافظ ( 4 )
-
تاریخ: 1401/10/22 ساعت: 15:18
غزل شماره 343 حافظچل سال بیش رفت که من لاف میزنمکز چاکران پیر مغان کمترین منمهرگز به یمن عاطفت پیر می فروشساغر تهی نشد ز می صاف روشنماز جاه عشق و دولت رندان پاکبازپیوسته صدر مصطبهها بود مسکنمدر شان من به دردکشی ظن بد مبرکآلوده گشت جامه ولی پاکدامنمشهباز دست پادشهم این چه حالت استکز یاد بردهاند هوای ...
صبح بخیر ویژه برای همسرم
-
تاریخ: 1401/9/13 ساعت: 22:31
عشقم!از خواب بیدار شو و بدرخشخورشید طلوع کرده و پرنده ها آواز می خونندتا به تو نوید یه صبح عالی رو بدنصبحت پر از زیبایی!------------------------ منبع وبلاگ : ستاره سهيل در كوير تنهايي شهر راور به نشانی : http://rrrsoheyl.blogfa.com/ + نوشته شده در شنبه پنجم آذر ۱۴۰۱ ساعت 7:27 توسط | Adblock test (...
روزی گفتی شبی کنم دلشادت
-
تاریخ: 1401/9/13 ساعت: 22:31
رباعیات سعدی در وبلاگ گلشن ناز سحر ( رباعی شماره 6 )روزی گفتی شبی کنم دلشادتوز بند غمان خود کنم آزادتدیدی که از آن روز چه شبها بگذشتوز گفتهٔ خود هیچ نیامد یادت؟ Adblock test (Why?)
عمرم کفاف خواندن افسانه ات نشد
-
تاریخ: 1401/7/1 ساعت: 19:00
عقلم حریف سرسر دیوانه ات نشداشکم بهای خنده ی مستانه ات نشدای نارفیق خاطره های جوانی امعمرم کفاف خواندن افسانه ات نشدشمعم که انعکاس نم اشک حسرتمآئینه دار هر شب پروانه ات نشددر حیرتم که دل غرق خون مانام آشنای خاطر بیگانه ات نشدحتی اشاره ای هم از آن یار دلفریببا خاک راه کوچه و کاشانه ات نشداز لحظه ایکه...
برای "عشقت" چه کارهایی حاضری بکنی...؟
-
تاریخ: 1401/6/26 ساعت: 0:22
از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری؟دیوانه خندید و گفت : "عشقم" ... گفتند: "عشقت" کیست؟؟ گفت: "عشقی" ندارم!! خندیدند و گفتند :برای "عشقت" چه کارهایی حاضری بکنی...؟گفت: مانند عاقلان نمیشوم ، نامردی نمیکنم ،خیانت نمیکنم ، دور نمیزنم ، دروغ نمیگویم ،تنهایش نمیگذارم ، خودم را فدایش میکنم......
شانه سحر
-
تاریخ: 1401/6/26 ساعت: 0:22
تشکر از اقا اسماعیل که پشت زیز را برای همسرم ارسال کرده :سحر جان سرم که به شانه ات برسدتمام است:همه دردها، همه ی اشکها... .شب رنگش را مدیون ِ چشمان ِ توستمن....آرامشم را ......آسمان، برایم سقف نمی شود؟!...نشود!!!زمین، زیر ِ پایم استوار نیست؟!...نباشد!!!این ها به چه کار می آیند؟!سرمکه روی شانه ات باش...
طپش فلب
-
تاریخ: 1401/6/26 ساعت: 0:22
قشتگترین جای دنیا بودن در قلب کسیه که دوستش داری سحر جان دوست دارم فلبم برای تو می زند -------- متن بالا را اقا اسماعیل برای همسرم فرستاده
بزم معشوقان وُ عشق عاشقان
-
تاریخ: 1401/3/2 ساعت: 19:50
تشکر می کنم ازمدیر وبلاگ انجمن ادبی ، فرهنگی ،هنری اسدالله خانhttp://mahamiy.blogfa.com/ که شعر ریبای زیر را برای همسرم (ناز سحر ) ارسال کردند باده ای را در سحر آمیختمشاعری را با شکر آمیختمروز و شب را از میان برداشتمآفتـــابی با قمـــر آمیختمبزم معشوقان وُ عشق عاشقانجمله همچون سیم و زر آمیختمچون ...
این طایفه ی زنده کش مرده پرست
-
تاریخ: 1401/3/2 ساعت: 19:50
شعر زیر را مدیر وبلاگ http://rrrsoheyl.blogfa.com/ از ایشان تشکر می کنم : اقبال لاهوری در زمینه مرده پرستی چنین گفتهتاکه بودیم نبودیم کسیکشت ما را غم بی همنفسیتا که رفتیم همه یار شدندخفته ایم و همه بیدار شدندقدر آئینه بدانیم چو هستنه در آن وقت که افتاد و شکستدر حیرتم از مرام این مردم پستاین طای...
۩۩☫ حکایات (طریقت) قدرت=مطهرات ☫۩۩
-
تاریخ: 1401/3/2 ساعت: 19:50
درود دوستان پست زیرا مدیر وبلاگ ۩۩۩ ☫ خُلِدستان طریقت ☫ ۩۩۩http://sorodehay-tarighat.blogfa.com/ برایم ارسال کرده اند از ایشان تشکر می کنم ---------------------------------------------------------۩۩☫ حکایات (طریقت) قدرت=مطهرات
گفتا که میبوسم تو را، گفتم تمنّا میکنم
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 0:29
شعر زیرا مدیر وبلاگ انجکمن ادبی و فرهنگی اسدالله خان که برای همسرم ناز سحر ارسال گفتا که میبوسم تو را، گفتم تمنّا میکنم گفتا اگر بیند کسی، گفتم که حاشا میکنم گفتا ز بخت بد اگر، ناگه رقیب آید ز در گفتم که با افسونگری، او را ز سر وا میکنم گفتا که تلخیهای می گر ناگوار افتد مرا گفتم که با نوش لبم، آنرا ...
داستان پیشنهادی گلشن ناز سحر ( 13 )
-
تاریخ: 1400/5/28 ساعت: 18:44
داستان کوتاه گلشن ناز سحر : عاشق دریای مواج
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 15:58
عاشق دریای مواجصبح روزبعد زودتر از همیشه از خواب بلند شد، میز صبحانه را چید، لباسهایش را پوشید و برخلاف همیشه وقتش را برای صاف کردن موجهاي روی مو هاي فرش اتلاف نکرد. مدام جملهاي راکه سعید، شب گذش
داستان کوتاه : قهوه زندگی
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 15:58
گلشن ناز سحر تقدیم می کند : داستان کوتاه قهوه زندگیچند دوست دوران دانشجویی که پس از فارغ التحصیلی، هر یک شغلهای مختلفی داشتند و در کار و زندگی خود نیز موفق بودند، پس از مدتها با هم به دانشگاه سابقش
داستان کوتاه : دارکوب ها
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 15:58
گلشن ناز سحر تقدیم می کند : داستان کوتاه دارکوبهادارکوبهایی از آن نوع که بهشان «دم سفید» میگویند از خیلی وقت پیش اسباب دردسرمان شده بودند. اول عدهشان چندان زیاد نبود. اما بهار که شد همین که جوجه
گلشن ناز سحر پیشنهاد می کند ( 14 )
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 15:58
گلشن ناز سحر پیشنهاد می کند : کتاب ماهی سیاه کوچولو «ماهی کوچولو»، اثری فاخر از میان مجموعه داستانها و آثار صمد بهرنگی، روایتی است از یک ماهی کوچولوی سیاه که از زندگی روزمرهاش خسته شده است. برای همی
داستان کوتاه : شوالیه ناموجود
-
تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 15:58
گلشن ناز سحر تقدیم می کند :داستان کوتاه شوالیه ناموجوددر پای حصار سرخ فام پاریس، ارتش فرانسه استقرار یافته بود: قرار بود شارلمانی از اصیل زادگان دلاور سان ببیند. آنها د