فرازهایی از زندگی شیخ ابوسعید ابوالخیر

خرید بک لینک

شیخ ما را گفتند:(به شیخ ابوسعید ابوالخیر گفتند)

"فلان کس بر روی آب می رود(راه میرود)!

گفت :

"سهل است(آسان است)!وزغی(قورباغه) و صعوه ای(پرنده کوچک آوازخوان) نیز بروی آب می رود"

گفتند که:

"فلانکس در هوا می پرد!"

گفت:

"زغنی(نوعی پرنده از راستهء بازهاست) ومگسی در هوا بپرد".

گفتند:

"فلانکس در یک لحظه از شهری بشهری میرود.

شیخ گفت:

"شیطان نیز در یک نفس(یک لحظه) از مشرق بمغرب می شود(میرود)،این چنین چیزها را بس(بسیار) قیمتی(ارزش) نیست.مرد(انسان واقعی) آن بود(آن کس میباشد) که در میان خلق بنشیند و برخیزد وبخسبد(بخوابد) وبا خلق ستدوداد کند(معامله) وبا خلق در آمیزد(در ارتباط باشد) ویک لحظه از خدای غافل نباشد.

نقل قول از کتاب یکسان نگریستن:

فریدون مشیری

(فرازهایی از زندگی شیخ ابوسعید ابوالخیر)

totti10...

ما را در سایت totti10 دنبال می‌کنید

برچسب: فرازهایی,زندگی,ابوسعید,ابوالخیر, نویسنده: بازدید: 192 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 20:24

صفحه بندی