خانه

خرید بک لینک

خانه تاریک بود. به زحمت می شد در سایه روشن نوری که از پنجره می تابید چیزی را تشخیص داد اما صدا واضح بود. یک تق تق بی وقفه که دلیلش را نمی دانستم و همین نگرانم می کرد،به خودم نهیب زدم که مادر است مثل همیشه اول صبح یک سرکی می کشدتوی اتاق و نگاهم می کند و این در لعنتی ،این صدای تق تق مقطع را از خودش در می آورد!مثل خوردن سنگریزه های زیاد به شیشه وقتی باد در این آب و هوای کویری جولان می دهد.پلک هایم را می فشرم و با خودم می گویم: بیدار که شدم حتما روغن کاری اش می کنم؛اما این صدا واقعا خیلی دور تر است،مادر هم انقدر بی کار نیست که بالای سر من در را بگیر و بکش کند. می خواهم غلتی بزنم که چیزی تیز به پایم فرو می رود دیگر خودش است! بعضی اوقات با شیطانی های بی موقع مثل همین اول صبح حالم را می گیرد، با دلخوری می گویم : این کارها واقعا درست نیست به پدر می گویم، اول صبح خلقم را تنگ نکن! این ماجرا تمامی ندارد! با صدای بلند شکایتش را می کنم: مادر، پدر، صدایش کنید؛ جنبه نداشت! من دیشب به خاطر خودش گفتم که چرا درس حساب بلد نبود؟ اصلا برو صفر بگیر! یکباره گلویم خشک می شود، طعم خاک را با زبانم حس می کنم و چشمهایم را به سختی که انگار کوهی رویشان افتاده باشد باز می کنم. تاریکی یا روشنی! هیچ نمی بینم و این صدای تق تق مرموز که همینطور ادامه دارد. حالا صداهای بیشتری می آید؛صدای همهمه ای مبهم و دور، حتی نمی توانم تکان بخورم. هرچه می خواهم فریاد بزنم صدایم در نمی آید! انگار که خواب هزار ساله رفته باشم. گوشهایم کم کم می شنوند..
صدای پارس سگ و یک مرد : یکی اینجاست!زنده است!صدای من را می شنوی؟الان بیرونت می آوریم. زلزله آمده! نجاتت می دهیم،نترس،ما اینجاییم.
همهمه بیشتری در می گیرد و همراهش همین صدای تق تق است که از گذشته های دور آمده و به جانم افتاده!
پرتاب میشوم به امروز! اما برای من ، هزار سال بعد می شود! می دانم دیگر صبح شده، چشم به روی همان پنجره که حالا با پرده ای بلند پوشاندمش باز می کنم. دانه های باران اند که به شیشه می خورند،صدای تپیدن قلبم را که بلند بلند به سینه ام می کوبد می شنوم. من زنده ام و حالا سالهاست..
کسی نیست اول صبح در اتاقم را باز کند تا عاشقانه نگاهم کند.
کسی نیست با پر بالش و قلقلک به جانم بیفتد.

کسی نیست که شکایت عالم و آدم را پیشش ببرم و با لبخند بگوید ، همه چیز درست خواهد شد.

نوشته : مریم بهادری

totti10...

ما را در سایت totti10 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 172 تاريخ: شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 13:57

صفحه بندی