هفته نامه کرگدن - روناک حسینی: گفت و گو با کریم, مجتهدی, درباره, عالمِ, فئودور, داستایفسکی,، دنیایی که در داستان هایش ساخت و شخصیت های عجیبی که خلق کرد.
داستایفسکی, هنوز از مد نیفتاده است انگار. نه فقط در میان کتابخوان ها که در میان اهالی فلسفه هم از نویسندگان مورد توجه است. تعدادی از رمان های او بارها با دیدگاه های گوناگون فلسفی بررسی شده اند. کریم, مجتهدی,، فیلسوف و استاد فلسفه است که در دانشگاه سوربن درس خوانده و سال ها در دانشکده فلسفه دانشگاه تهران تدریس کرده است. او اکنون در پژوهشگاه علوم انسانی به تحقیق مشغول است و از جمله اهالی فلسفه در ایران است که درباره, داستایفسکی, کتاب نوشته است.
کتاب « داستایفسکی,، آثار و افکار او» که توسط نشر هرمس منتشر شده، بررسی جامع تعدادی از آثار داستایفسکی, و همچنین تحلیل آن ها و بخشی هم در ارتباط با زندگی اوست. مجتهدی, در بخش آخر کتاب این پرسش را مطرح کرده است که آیا می توان داستایفسکی, را به خاطر مطرح کردن دغدغه های فکری بشری و به نحوی پاسخ دادن به آن ها فیلسوف نامید؟ او می گوید عامل وجدانی و انسانی در داستایفسکی عمیق تر از آن است که بخواهد به طور انتزاعی شعار بدهد و حتی مخالف فلسفه بافی شعارگونه است. به عقیده مجتهدی, او احضارگر ارواح است و خالق شخصیت هایی که قائم به ذات خود هستند.
داستایفسکی به پرسش های فلسفی که در رمان هایش مطرح می کند مشهور است. می توان او را فیلسوف دانست؟ در کتابتان هم یک فصل را به این پرسش اختصاص داده اید.
خیلی ساده بگویم، فلسفه یک معنای تخصصی دارد و یک معنای عام. هر کسی که تامل می کند، حتی یک شاعر یا موسیقیدان، می تواند بگوید ذهنش بعد فلسفی دارد اما در معنای خاص کلمه، فلسفه تاریخ دارد. از یک دوره با فیثاغورس و سقراط و افلاطون شروع شده و ادامه پیدا کرده و در دل تاریخ خودش شکل گرفته است. آنچه در دل تاریخ فلسفه شکل گرفته تخصصی است. دیگر یک شاعر الزاما در این گروه قرار نمی گیرد.
یک نقاش می تواند تفکر فلسفی داشته باشد اما دکارتی، افلاطونی یا ارسطویی نباشد. در معنای تخصصی کلمه داستایفسکی نه تنها فیلسوف نیست بلکه در یادداشت هایش حتی ضدفلاسفه است؛ یعنی ضد افرادی است که نظریه پردازی های افراطی می کنند و در مقابل سنت، جامعه را به اغتشاش می کشانند. «جن زدگان» یا «تسخیرشدگان» هم درباره, همین افراد است. عامل وجدانی و انسانی در داستایفسکی عمیق تر از آن است که بخواهد به طور انتزاعی شعار بدهد. اتفاقا مخالف فلسفه شعارگونه است. داستایفسکی تفکر سنتی خاص خودش را دارد. اخلاق و روح درونی و تاریخ روس را ضایع شده می بیند. مخالف دوره ای است که ریشه ها گم شده اند.
این را چطور می توان در آثارش ردیابی کرد؟
این مسئله بیشتر در رمان ابله نشان داده شده است. داستان ابله از یک قطار شروع می شود. جوانی بیمار که مدتی برای درمان به اروپای غربی رفته بود در حال بازگشت به روسیه است. شاهزاده میشکین، همان جوان با مردی در قطار آشنا می شود که در مقام اجتماعی او نیست اما مردی عادی و صمیمی است به اسم راگوژین. تازه قطار در روسیه راه افتاده است. این قطار از غرب وارد روسیه می شود و این نمادی برای ورود فرهنگ صنعتی عصر جدید غرب به درون یک فضای سنتی است.
در این قطار پرنس میشکین کمی ابله است به این معنا که با چیزهای جدید در روسیه بیگانه است. راگوژین برعکس مردی عملگراست و سعی می کند خودش را با رویه روز تطبیق دهد. هر دو روسند ولی متفاوت و در شرایطی با هم دوست و هم سفر شده اند و دارند با هم وارد روسیه می شوند. قطار در روسیه مثل راه ها در ایران در انحصار شرکت های بزرگ تجاری غرب بوده است. در جامعه روس یک عده تازه به دوران رسیده هم از این تجدد نفع می برند.
معروف ترینشان فئودور, کارامازوف در رمان «برادران کارامازوف». فئودور, کارامازوف یک مقاطعه کار است، اصیل نیست و هیچ اصول اخلاقی ندارد. باب روز زندگی می کند و همه چیز را در کسب ثروت می بیند. همسر اولش از اشراف سابق روس اصیل است و از این زن پسر اولش دیمیتری را دارد. دیمیتری از طرف مادری اشراف زاده است، ولخرج و ولنگار است اما خلقیات سطح بالا دارد. از شرافت و عشق و احترام حرف می زند و درواقع یک اشرافی طفیلی است.
دیمیتری پول پدر را می خواهد و سر همین موضوع هم با پدر درگیر می شود و اتفاقا سر موضوعی هم با هم در رقابتند. ایوان و آلیوشا، برادران دیگر، از مادر دیگری به دنیا آمده اند. مادر این دو اشراف زاده نیست اما مومن اخلاقمدار و زنی معصوم است. این هر دو چیزی از معصومیت مادر در وجودشان هست؛ نه مثل برادر اول گشاده بازند نه مثل پدر خبیث.
ایوان روشنفکر، کتابخوان و حساس است و در عین حال مدام در حال شک و تردید. آلیوشا می خواهد کشیش بشود و جامعه آلوده خودش را نجات بدهد. او هم در هر حال کارامازوف است. او هم به خاطر آرمان بزرگش نمی تواند یک شخصیت عادی باشد. برادر چهارم اسمردیاکوف، فرزند نامشروع کارامازوف است. او در آن خانه جزو خانواده به حساب نمی آید و پادو و نوکر پدر است. تنها کسی که با او رابطه خوبی دارد، ایوان است که او را برادر خود می خواند. اسمردیاکوف علاقه مند به ایوان است و او بالاخره پدر را می کشد. با این که مدیون پدر است چون او را به خانه خود راه داده و اگر پدر نبود، معلوم نبود چه سرنوشتی داشت.
او هم خباثتی دارد ولی تنها رابطه اش با ایوان خوب است. چرا پدر را می کشد، چون پدر با ایوان بدرفتاری می کند. دم مرگ هم به ایوان می گوید من پدر را به خاطر تو کشتم و به خاطر همین تو در اصل قاتل پدری. ایوان هم این را می پذیرد. در جلسه محاکمه، دیمیتری محکوم می شود چون زنش دیده که دیمیتری پدر را تهدید کرده است، اما ایوان می گوید او قاتل نیست من قاتلم. با این حال با شهادت همسر دیمیتری او محکوم می شود. این جا می بینیم که قضاوت مردم هم مورد پسند داستایفسکی نیست. او معتقد است مردم درست قضاوت نمی کنند و در شر شریکند.
چرا آثار داستایفسکی این قدر مورد توجه فلاسفه است؟
به چند دلیل، بین داستایفسکی و نیچه هیچ سنخیتی نیست ولی نیچه بارها گفته که بزرگ ترین روانشناس انسان داستایفسکی است. یعنی داستایفسکی توانسته عمیقا نفسانیات انسان را تحلیل کند. فلاسفه دیگر از جمله همکاران خود من ادعا می کنند که داستایفسکی در «جنایت و مکافات» به یک بحث عمیقا فلسفی جواب می دهد؛ این که آیا هدف وسیله را توجیه می کند یا نه. تمام داستان راسکولنیکف این است.
راسکولنیکف مرتکب جنایت نمی شود تا پول پیرزن را صاحب شود، او می خواهد خبیثی را نابود کند و به جامعه خدمت کند. در عین حال گرفتار ضرورت درونی عملش شده است چون علاوه بر پیرزن رباخوار خواهر بی گناه او را هم کشته است. او مرتکب ظلم شده است و نتیجه ای هم نمی گیرد. تمام آن پول ها هم مانده و تمام کارهای درستی را که برایشان برنامه ریزی کرده نمی تواند انجام دهد.
این موضوع نکته ای در خودش دارد که فلاسفه اخلاق هم به آن معترفند و من هم در جوانی در پاریس انشایی درباره, اش نوشتم. این که وسیله را از هدف جدا کنید، دیگر وسیله نیست، گناه است. اگر هدفتان خیر است، وسیله هم باید خیر باشد و نباید این ها را از هم جدا کرد. راسکولنیکف این دو را از هم جدا می کند. در ثانی داستایفسکی انحطاط انسان را در مراحل مختلف نشان می دهد. یعنی انسان و ارزش ها و روحیه های گوناگونش در یک طیف گسترده هستند و شما در آثار داستایفسکی نمونه هایی می بینید و تداخل این نمونه ها را.
totti10...
ما را در سایت totti10 دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 201
تاريخ: شنبه
17 آذر
1397 ساعت: 1:26